اوراق با درآمد ثابت به خانوادهای از ابزارهای مالی بدهیمحور گفته میشود که ناشر آنها — دولت، بانک یا شرکت — در ازای دریافت منابع، متعهد به پرداخت سود دورهای و بازگشت اصل سرمایه در سررسید مشخص میشود. در بازار سرمایه ایران، این اوراق طی سالهای اخیر از حاشیه به متن حرکت کردهاند؛ هم بهعنوان کانال تأمین مالی بودجه دولت و بنگاهها و هم بهعنوان جایگزینی برای سپرده بانکی در پرتو تورم مزمن و اصلاح نرخهای سود. اما تصور رایج که «درآمد ثابت» را با «درآمد بدون ریسک» یکی میداند، تصویری ناقص است. تصمیمگیری دقیق مستلزم فهم ساختار حقوقی، مکانیزم قیمتگذاری و بستر اقتصاد کلان است؛ سه محوری که در ادامه بهترتیب تحلیل میشوند.

اوراق با درآمد ثابت چیست و چه انواعی در بازار سرمایه ایران دارد؟
تعریف و منطق اقتصادی اوراق با درآمد ثابت
هر اوراق با درآمد ثابت در جوهر خود یک رابطه وامدهی است: خریدار اوراق در واقع به ناشر پول قرض میدهد و در مقابل، سندی دریافت میکند که جریان نقدی آتی آن از پیش تعریف شده است. این نکته، مرز اصلی اوراق با سهام را مشخص میکند؛ دارنده سهام «شریک» در سود و زیان شرکت است، اما دارنده اوراق «طلبکار» است و سهمی از رشد یا ورشکستگی بنگاه ندارد. همین تفاوت حقوقی است که سطح نوسان و ماهیت ریسک را در دو دارایی کاملاً جدا میکند.
از منظر اقتصاد مالی، اوراق با درآمد ثابت سه کارکرد کلیدی دارند: انتقال منابع از پساندازکنندگان به دولت و بنگاهها، ساخت معیار نرخ بازده بدون ریسک (منحنی بازده) برای قیمتگذاری سایر داراییها، و فراهم کردن ابزار مدیریت پرتفوی برای سرمایهگذارانی که جریان نقدی قابل پیشبینی میخواهند. در بازارهای توسعهیافته، این کارکردها قرنهاست جاافتاده است؛ در ایران اما بازار اوراق جوانتر است و همین جوان بودن، هم فرصت رشد و هم نقاط ضعف ساختاری به همراه داشته است.
انواع رایج اوراق با درآمد ثابت در ایران
برای پاسخ سریع به این پرسش که اوراق با درآمد ثابت چیست، میتوان گفت این اوراق ابزارهایی بدهیمحورند که جریان سود و اصل سرمایه آنها در سررسید از پیش تعیین شده و در تابلوی مخصوص فرابورس معامله میشوند. مهمترین گونههای منتشرشده در بازار ایران عبارتاند از:
- اوراق مشارکت: برای تأمین مالی طرحهای مشخص منتشر میشود و سود علیالحساب تضمینی همراه با اقساط بازگشت اصل دارد.
- صکوک اجاره: رایجترین ساختار بازار؛ دارایی پایه به دارندگان اوراق منتقل و سپس به ناشر اجاره داده میشود و اجارهبها منبع سود دورهای است.
- اوراق خزانه اسلامی (اخزا): ابزار استقراض دولت که معمولاً با تخفیف نسبت به ارزش اسمی عرضه و در سررسید کامل تسویه میشود.
- گواهی سپرده مدتدار خاص بانکی: اوراقی از جنس سپرده، اما با قابلیت معامله در فرابورس.
- اوراق مرابحه، استصناع و سلف: ساختارهایی برای تأمین مالی خرید کالا، اجرای پروژه یا پیشفروش محصول.
- اوراق منفعت: بر پایه اجاره منافع داراییهایی مانند هواپیما یا تجهیزات طراحی شده است.
|
نوع اوراق
|
منطق ساختاری
|
منبع بازده
|
نکته کلیدی تحلیلی
|
|---|---|---|---|
| اوراق مشارکت | تأمین مالی طرح مشخص | سود تضمینی + اقساط اصل | اعتبار تضمینکننده، تعیینکننده ریسک اعتباری است |
| صکوک اجاره | انتقال منافع دارایی و اجاره به ناشر | اجارهبهای دورهای | پرمخاطبترین ساختار بازار ایران |
| اخزا | استقراض دولت از بازار | اختلاف قیمت انتشار و ارزش اسمی | معیار ساخت منحنی بازده کشور |
| گواهی سپرده خاص | جذب منابع بانکی | نرخ بانکی از پیش تعیینشده | پل ارتباطی سیستم بانکی و بورس |
| اوراق منفعت و مرابحه | فروش منافع یا کالای آتی | سود مرابحه یا منافع دورهای | وابستگی به عملکرد دارایی پایه |
نکته تحلیلی: عبارت «سود تضمینی» صرفاً به معنای تعهد اسمی ناشر است و به هیچوجه ریسک اعتباری، تأخیر پرداخت یا فرسایش تورمی را حذف نمیکند. کیفیت تضمینکننده و وثایج، سنگ محک اصلی ارزیابی هر اوراق است.
جمعبندی: اوراق با درآمد ثابت در ایران طیفی از ساختارهای تأمین مالی مشارکتی و مرابحهای تا بدهی دولت را پوشش میدهند؛ شناخت ساختار حقوقی هر نوع، گام نخست ارزیابی درست آن است.
مکانیزم بازدهی و قیمتگذاری اوراق با درآمد ثابت
اجزای تشکیلدهنده بازده
بازده یک اوراق با درآمد ثابت از دو جزء ساخته میشود: پرداختهای دورهای (سود تضمینی، اجارهبها یا اقساط) و بازگشت اصل در سررسید. ترکیب این دو، بسته به نوع اوراق متفاوت است؛ برخی اوراق سود و بخشی از اصل را بهصورت فصلی میپردازند و برخی دیگر تنها در سررسید تسویه میشوند. برای سرمایهگذار، آنچه اهمیت دارد صرفاً عدد نرخ اسمی نیست، بلکه الگوی زمانی جریان نقدی است؛ هرچه زودتر اصل و سود بازگردد، ریسک بازسرمایهگذاری و عدم قطعیت کمتر است.
رابطه معکوس قیمت و بازده؛ کلید فهم بازار ثانویه
اوراق با درآمد ثابت پس از انتشار، در بازار ثانویه با قیمت متغیر معامله میشوند و اینجاست که مفهوم «ثابت» نسبی میشود. منطق حاکم ساده است: اگر نرخ بازده مورد انتظار بازار افزایش یابد، قیمت اوراق قدیمی که با نرخ پایینتر منتشر شدهاند باید کاهش یابد تا بازده آنها با شرایط جدید همتراز شود؛ و برعکس. این رابطه معکوس، قلب قیمتگذاری اوراق است.
برای درک ملموس، یک مثال کاملاً فرضی را در نظر بگیرید: اوراقی با ارزش اسمی ۱۰۰٬۰۰۰ تومان، نرخ سود ۲۰ درصد و سررسید یکساله. اگر انتظارات بازار به نرخ بازده ۲۵ درصد جابهجا شود، قیمت تعادلی باید چنان تنظیم شود که خریدار در سررسید ۲۵ درصد بازده بگیرد:
- کل دریافتی در سررسید: ۱۰۰٬۰۰۰ + ۲۰٬۰۰۰ = ۱۲۰٬۰۰۰ تومان
- قیمت تعادلی: ۱۲۰٬۰۰۰ ÷ ۱٫۲۵ ≈ ۹۶٬۰۰۰ تومان
خریداری که با ۹۶٬۰۰۰ تومان ورود کرده، علاوه بر سود تضمینی از اختلاف قیمت نیز بهره میبرد و بازده مؤثر او بهجای ۲۰ درصد به حدود ۲۵ درصد میرسد. این محاسبه ساده نشان میدهد چرا در دورههای افزایش نرخ سود، دارندگان اوراق با نرخ پایینتر زیان قیمتی تحمل میکنند و برعکس.
بازده تا سررسید و مدت اوراق
دو مفهوم تحلیلی در این بازار حیاتیاند. بازده تا سررسید (YTM) نرخ بازدهی سالانهای است که اگر اوراق را با قیمت روز بخرید و تا سررسید نگه دارید، با احتساب همه پرداختها نصیبتان میشود؛ شاخصی که اوراقهای مختلف را قابل مقایسه میکند. مدت (Duration) نیز معیاری از حساسیت قیمت اوراق به تغییر نرخ سود است: هرچه سررسید باقیمانده طولانیتر و پرداختهای میانی کمتر باشد، قیمت اوراق نسبت به نوسان نرخ سود حساستر است.
نکته تحلیلی: سرمایهگذاری که افق کوتاهمدت دارد اما اوراق با مدت بالا میخرد، در واقع یک ریسک نرخ سود پنهان پذیرفته است؛ تطابق افق سرمایهگذاری با مدت اوراق، اصل بنیادینی است که اغلب نادیده گرفته میشود.
جمعبندی: بازده اوراق با درآمد ثابت تابعی از نرخ اسمی، قیمت خرید و الگوی جریان نقدی است؛ رابطه معکوس قیمت و بازده و مفهوم بازده تا سررسید، ابزارهای اصلی تحلیل این بازار هستند.
اوراق با درآمد ثابت در بستر اقتصاد کلان؛ تورم، نرخ سود و نقدینگی
بازده اسمی در برابر بازده واقعی
مسئله بنیادین این بازار در ایران، فاصله بازده اسمی و بازده واقعی است. تورم مزمن دورقمی طی دهههای اخیر به معنای آن بوده که نرخ سود ثابت اوراق، در پایان دوره، قدرت خرید کمتری نسبت به روز خرید تحویل میدهد؛ حتی اگر ناشر تمام تعهداتش را بینقص اجرا کرده باشد. به بیان دیگر، ریسک اصلی سرمایهگذار ایرانی در این دارایی، کمتر نکول و بیشتر فرسایش تورمی است. این واقعیت، تحلیل این بازار را از الگوی متون غربی جدا میکند.
سه متغیر کلان، بازده اوراق را مستقیماً شکل میدهند:
- سیاست پولی: حرکت بانک مرکزی بهسمت سیاست انقباضی و اصلاح نرخهای سود در سالهای اخیر، بازده اسمی سپردهها و اوراق را بالا برده و جذابیت نسبی این دارایی را بهبود داده است.
- کسری بودجه: نیاز دولت به استقراض داخلی از طریق اخزا، عرضه اوراق را افزایش داده است. عرضه گسترده معمولاً بازده مورد انتظار را بالا میبرد، اما کیفیت اجرای تعهدات دولتی و ظرفیت اسناد خزانه، متغیری است که باید جداگانه رصد شود.
- نقدینگی و نرخ ارز: رشد پرشتاب پایه پولی و نقدینگی، فشار تورمی پایدار تولید میکند و جهشهای ارزی بهعنوان کانال انتقال، انتظارات تورمی را دوباره داغ میکنند؛ متغیری که مستقیماً به بازده واقعی اوراق ضربه میزند.
پیوند با بازار سهام و صنایع
بازده اوراق با درآمد ثابت، نرخ تنزیل ضمنی بازار سهام را نیز جابهجا میکند. وقتی بازده اسمی اوراق و سپردهها افزایش مییابد، جذابیت نسبی سهام از نظر جریان سود نقدی کاهش مییابد و فشار بر ضریب P/E بازار وارد میشود؛ سازوکاری که در دورههای اصلاح نرخ سود در بورس تهران بهروشنی مشاهده شده است. در سطح صنایع، بانکها با گرانتر شدن هزینه منابع مواجه میشوند؛ شرکتهای بزرگ تأمین مالیشده از محل صکوک — عمدتاً در گروههای پتروشیمی و فلزات — هزینه بهره عملیاتشان را بازتنظیم میکنند؛ و صندوقهای درآمد ثابت بهعنوان واسطه اصلی سرمایه خرد در این بازار، بازده انتظاری مشتریانشان را با چرخه نرخ سود همگام میکنند.
جمعبندی: در اقتصاد تورمی ایران، بازده اسمی اوراق معیار کافی برای تصمیم نیست؛ ترکیب سیاست پولی، کسری بودجه و انتظارات تورمی تعیین میکند اوراق با درآمد ثابت حقیقتاً حافظ ارزش سرمایه باشد یا صرفاً نرخ کاهش آن را کندتر کند.
تحلیل ریسک و بازده اوراق با درآمد ثابت
طبقهبندی ریسکها
پذیرش این ادعا که «اوراق کمریسک است» بدون تفکیک انواع ریسک، گمراهکننده است. ریسکهای اصلی این دارایی عبارتاند از:
- ریسک اعتباری: احتمال تأخیر یا نکول ناشر و تضمینکننده؛ مهمترین ریسک غیرسیستماتیک و کاملاً وابسته به کیفیت وثایج.
- ریسک نرخ سود: زیان قیمتی در معاملات ثانویه هنگام افزایش نرخهای بازار؛ ریسکی سیستماتیک و اجتنابناپذیر.
- ریسک تورم: فرسایش قدرت خرید جریانهای اسمی؛ در ایران پررنگترین ریسک این دارایی.
- ریسک نقدشوندگی: دشواری فروش اوراق با قیمت منصفانه، بهویژه در اوراق کمتوجه تابلو.
- ریسک بازسرمایهگذاری: کاهش نرخهای سود هنگام سررسید اقساط و اصل، و بازگشت سرمایه در نرخ پایینتر.
موازنه ریسک و بازده در برابر گزینههای جایگزین
جدول زیر جایگاه اوراق با درآمد ثابت را در برابر دو گزینه رایج پرتفوی خانوار ایرانی نشان میدهد:
|
معیار
|
اوراق با درآمد ثابت
|
سپرده بانکی
|
سهام
|
|---|---|---|---|
| ماهیت حقوقی | طلب از ناشر بورسی | طلب از بانک | سند مالکیت |
| سقف بازده | مشخص در سررسید؛ متغیر در معاملات ثانویه | نرخ علیالحساب ثابت | نامحدود در هر دو جهت |
| ریسک غالب | اعتباری، تورم، نرخ سود | تورم و ریسک سیستم بانکی | نوسان بازار |
| نقدشوندگی | بسته به تابلو و ناشر | خروج زودهنگام با جریمه سود | بالا در نمادهای پرمعامله |
| شفافیت قیمتگذاری | قیمت روز و بازده تا سررسید قابل مشاهده | بدون قیمت بازاری | ارزشگذاری پیوسته |
معادله ریسک–بازده در این دارایی چنین است: نسبت به سپرده بانکی، اوراق معمولاً بازده اسمی بالاتری ارائه میکند و این صرفاً بهدلیل پذیرش ریسک اعتباری و قیمتی اضافه است، نه هدیهای بیدلیل. نسبت به سهام، نوسان بهمراتب کمتر اما سقف بازده محدود است؛ در مقابل، ریسک تورم در هر سه دارایی مشترک است و تفاوت، صرفاً در شدت آن است.
نکته تحلیلی: ریسک در این بازار «قابل انتخاب» است؛ سرمایهگذار با بررسی وثایق، تضمینکننده و مدت اوراق، سطح ریسک پذیرفتهشده را خود تعیین میکند. آنچه تصمیم را خراب میکند، نه ریسک، بلکه نادیدهگرفتن آن است.
جمعبندی: اوراق با درآمد ثابت نه پناهگاه بیریسک است و نه بازدهی استثنایی؛ موضع آن در پرتفوی، لایه کاهش نوسان و تأمین جریان نقدی قابل برنامهریزی است، مشروط بر آنکه ریسک اعتباری و تورمی بهصورت صریح ارزیابی شود.
سه سناریوی پیشروی بازار اوراق با درآمد ثابت
تحلیل آینده این بازار بدون چارچوب سناریو محکوم به پیشبینی خطاست. سه سناریوی زیر بر محورهای تورم، سیاست پولی و ریسک ارزی بنا شدهاند:
|
سناریو
|
محرک اصلی
|
فرصت
|
ریسک و پیامد برای سرمایهگذار
|
|---|---|---|---|
| خوشبینانه | تداوم سیاست پولی انقباضی و مهار تدریجی انتظارات تورمی | سود قیمتی در اوراق با نرخ ثابت و سررسید بلندتر | کاهش نرخهای اسمی هنگام بازسرمایهگذاری اقساط |
| محتمل | تورم بالا اما نزولی، همراه با نرخهای سود رقابتی و عرضه منظم اخزا | حفظ بازده اسمی مطلوب نسبت به سپرده و امکان انتخاب نقطه ورود | بازده واقعی حاشیهای و حساس به هر شوک |
| بدبینانه | جهش مجدد تورم از مجرای شوک ارزی یا گسترش کسری بودجه | برتری نسبی اوراق با نرخ شناور یا شاخصمحور | فرسایش بازده واقعی و فشار اعتباری بر ناشران ضعیف |
سناریوی خوشبینانه زمانی محقق میشود که انضباط پولی پایدار بماند و انتظارات تورمی اصلاح شود. در این حالت، دارندگان اوراق با نرخ ثابت از افزایش قیمت در بازار ثانویه بهره میبرند و بازده واقعی مثبت برای نخستین بار پس از دورههای داغ تورمی معنا پیدا میکند. ریسک پنهان آن، ریسک بازسرمایهگذاری است: اقساط دریافتی در محیطی با نرخهای پایینتر دوباره سرمایهگذاری میشود.
سناریوی محتمل ادامه وضع فعلی است؛ تورم بالا اما نزولی، نرخهای سود رقابتی و عرضه منظم بدهی دولت. در این محیط، اوراق با درآمد ثابت همچنان از سپرده بانکی بازده اسمی بهتری میدهند و مدیریت ورود تدریجی (میانگینگیری) کارآمدترین راهبرد است؛ اما بازده واقعی بهسختی از مرز صفر عبور میکند.
سناریوی بدبینانه با جهش ارزی یا انبساط مالی بیضابطه فعال میشود. بازده اسمی اوراق از تورم عقب میماند، فشار اعتباری بر ناشران با ترازنامه ضعیف ظاهر میشود و تمرکز بازار بر اوراق با سازوکار تعدیل نرخ منتقل میگردد. در این سناریو، گزینش اعتباری از تحلیل کلان مهمتر میشود.
جمعبندی: آینده بازار اوراق با درآمد ثابت نه با پیشبینی نقطهای، بلکه با مدیریت سناریویی قابل اتکاست؛ توزیع ورود در زمان، کنترل مدت اوراق و رصد شاخصهای پولی، پرتفوی را در هر سه مسیر آسیبپذیری محدود میکند.
درسهای تاریخی بازار ایران و روانشناسی سرمایهگذار در اوراق
مقایسه تاریخی با بازارهای نوظهور
مسیر توسعه این بازار در ایران سه مرحله روشن داشته است: انتشار نخستین اوراق مشارکت شرکتی در دهه ۱۳۷۰، ورود ساختارهای سازگار با فقه و گسترش صکوک در دهه ۱۳۸۰، و ظهور اوراق خزانه اسلامی از میانه دهه ۱۳۹۰ که برای نخستین بار معیاری قابل اتکا برای منحنی بازده دولت فراهم کرد.
تجربه کشورهای نوظهور مشابه — از ترکیه گرفته تا برزیل — نشان میدهد در اقتصادهای با تورم مزمن، بازار بدهی تنها زمانی اعتماد سرمایهگذار را جذب میکند که دو شرط برقرار باشد: اجرای قابلاتکای تعهدات دولتی و شفافیت دادههای اعتباری ناشران. در هر دو زمینه، بازار ایران همچنان در حال عبور از مرحله گذار است؛ ازاینرو نقش «دارایی دفاعی» اوراق در ایران نسبی است، نه مطلق، و حافظ واقعی ارزش سرمایه در بلندمدت، انتخاب اعتباری دقیق و مدیریت افق سرمایهگذاری است.
سوگیریهای رفتاری و اشتباهات متداول
رفتار سرمایهگذاران خرد در این بازار، الگوهای شناختهشده مالی رفتاری را بهروشنی بازتولید میکند:
- لنگر ذهنی (Anchoring): چسبیدن به عدد نرخ اسمی اوراق و نادیدهگرفتن قیمت خرید و بازده تا سررسید؛ همان خطایی که باعث میشود اوراقی با نرخ پایین اما قیمت ارزان، نادیده گرفته شود.
- هرجومرج گلهای (Herding): هجوم به اوراقی که صرفاً بهدلیل نرخ بالاتر داغ شدهاند، بدون بررسی کیفیت تضمینکننده.
- هراس از زیان (Loss Aversion): مقاومت در پذیرش زیان قیمتی موقت و تعویق بازسازی پرتفوی.
- سوگیری تأیید (Confirmation Bias): جستوجوی صرف تحلیلهایی که تصمیم قبلی را تأیید میکنند.
اشتباهات متداول قابل فهرستکردن نیز عبارتاند از: خواندن «تضمین سود» بهمثابه حذف ریسک، بیتوجهی به مدت اوراق در مقایسه با افق شخصی، تجاهل از کیفیت وثایج و تضمینکننده، تمرکز پرتفوی بر یک ناشر واحد، و محاسبه نکردن بازده واقعی پس از تورم.
جمعبندی: تجربه تاریخی و دادههای رفتاری هر دو به یک نتیجه میرسند: در بازار اوراق با درآمد ثابت ایران، بازده نهایی سرمایهگذار بیش از آنکه تابع نرخ اسمی باشد، تابع انضباط تحلیلی و شناخت خطاهای شناختی خود اوست.
جمعبندی تحلیلی
اوراق با درآمد ثابت ستون فقرات تأمین مالی دولت و بنگاهها و در عین حال، ابزار اصلی کاهش نوسان پرتفوی سرمایهگذاران است؛ اما در بستر تورمی ایران، این ابزار نه یک گزینه بیریسک، بلکه مجموعهای از ریسکهای اعتباری، نرخ سود، تورم و نقدشوندگی است که باید صریح سنجیده شوند.
تحلیل این نوشتار سه پیام عملی دارد: نخست، بازده اسمی هرگز معیار تصمیم نیست و بازده تا سررسید و بازده واقعی باید محاسبه شوند؛ دوم، کیفیت تضمینکننده و ساختار وثایج، مهمتر از جذابیت نرخ است؛ و سوم، تطابق مدت اوراق با افق سرمایهگذاری و مدیریت سناریویی، تنها راه محافظت پرتفوی در برابر چرخههای پولی است. سرمایهگذار محتاط در این بازار، بهجای جستوجوی «بهترین اوراق»، ترکیبی متوازن از اوراق دولتی و شرکتی معتبر را با ورود تدریجی میسازد و سیاست پولی را بهصورت مستمر رصد میکند.
گام بعدی برای مخاطب: اگر قصد ورود به این بازار را دارید، ابتدا وضعیت احراز هویت سجام و کد بورسی خود را بررسی کنید، سپس بازده تا سررسید چند اوراق فعال تابلو را با یکدیگر مقایسه کنید. کارشناسان بازار سرمایه آرمان آتی بهصورت منظم تحلیلها و مواد آموزشی تخصصی بازار اوراق را منتشر میکنند که میتواند مبنای مطالعه و تصمیمگیری آگاهانه شما قرار گیرد؛ تصمیمی که باید با توجه به شرایط مالی شخصی و افق سرمایهگذاری شما نهایی شود.
سؤالات متداول
۱. اوراق با درآمد ثابت چیست؟ اوراق با درآمد ثابت ابزارهای بدهیمحور مانند اوراق مشارکت، صکوک اجاره و اخزا هستند که ناشر در ازای دریافت منابع، تعهد پرداخت سود دورهای و بازگشت اصل سرمایه در سررسید مشخص را میپذیرد و این اوراق در تابلوی مخصوص فرابورس معامله میشوند.
۲. سود اوراق با درآمد ثابت چگونه پرداخت میشود؟ به دو الگوی اصلی: برخی اوراق سود و بخشی از اصل را بهصورت اقساط فصلی میپردازند و برخی مانند اخزا با انتشار زیر ارزش اسمی، بازده را در سررسید یکجا تسویه میکنند. واریز سود از طریق حساب بانکی ثبتشده در سامانه سجام انجام میشود.
۳. آیا سرمایهگذاری در اوراق با درآمد ثابت بدون ریسک است؟ خیر. ریسک اعتباری ناشر و تضمینکننده، ریسک نوسان قیمت در بازار ثانویه، ریسک تورم و ریسک نقدشوندگی همچنان وجود دارد. تضمین سود فقط پرداختهای اسمی را پوشش میدهد و قدرت خرید آتی را تضمین نمیکند.
۴. تفاوت اصلی اوراق با درآمد ثابت و سپرده بانکی چیست؟ اوراق در بورس معامله میشوند، قیمت روزانه دارند و ناشران متنوعی دارند؛ در حالیکه سپرده فاقد ریسک قیمت بازاری است اما نرخ آن ثابت و خروج زودهنگام مشمول جریمه میشود. بازده بالاتر اوراق، جبران ریسک اعتباری و قیمتی اضافه است.
۵. چگونه میتوان اوراق با درآمد ثابت را خرید؟ پس از دریافت کد بورسی و احراز هویت سجام، از طریق سامانه معاملات آنلاین کارگزاری در تابلوی اوراق با درآمد ثابت فرابورس سفارش ثبت کنید. راه غیرمستقیم، خرید واحدهای صندوقهای سرمایهگذاری درآمد ثابت برای مدیریت حرفهای پرتفوی است.


